الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
25
أصول الفقه ( فارسى )
زير اين عنوان بررسى مىشود در حقيقت تعيين حجت و دليل از ميان دو دليل متعارض است ، و در نتيجه اين مسئله از مباحث حجت خواهد بود . ما در گذشته به پيروى از روش اصولدانان ، بحث تعادل و تراجيح را پايانبخش علم اصول قرار داديم ، اما اينك براى رعايت اختصار و آنچه درست است از آن نظر بازگشتيم . 2 - معناى حجت 1 - حجت در لغت هر چيزى است كه صلاحيت داشته باشد به آن بر ديگرى احتجاج كرد . بدين صورت كه هنگام بحث و اختلاف با ديگرى بوسيلهء آن بر او پيروز شويم . پيروزى و غلبه بر طرف بحث دوگونه است : يكى آنكه او را خاموش كنيم و عذرش را غير موجّه سازيم و بطلان آن را روشن نماييم ؛ ديگر آنكه او را وادار كنيم عذر صاحب حجت را بپذيرد ، كه در اين صورت حجت براى او نزد ديگرى عذرآور خواهد بود . 2 - حجت در اصطلاح علمى دو معنا يا دو اصطلاح دارد : الف - اصطلاح آن نزد منطقدانان : حجت در اصطلاح منطقدانان عبارت است از : « هر چيزى كه از چند قضيه تشكيل مىشود كه مطلوبى را نتيجه دهد » ؛ يعنى مجموعهاى از قضاياى مرتبط باهم كه بوسيلهء تأليف و چينش و مرتبط ساختن آنها با يكديگر مجهولى براى ما معلوم مىگردد ، خواه در مقام بحث و ستيز با كسى باشيم يا نباشيم . منطقدانان گاهى حجت را بر خود « حدّ اوسط » در قياس نيز اطلاق مىكنند . ب - اصطلاح آن نزد اصولدانان : معناى حجت نزد اينان - بنا بر آنچه از تتبع در كاربردهاى آن بدست مىآيد - عبارت است از :